:: نماينده همدان : اقتدار كشور ناشي از آراي مردم است   :: استقبال احزاب سوييس به استفاده از فضاي اينترنت   :: نمايندگان، به يك فوريت طرح اصلاح قانون انتخابات مجلس راي منفي دادند   :: فرماندار تهران: در صورت راي‌گيري الكترونيكي، كدملي الزامي مي‌شود   :: پورمحمدي: رايانه‌اي شدن انتخابات مانع از برخي اشتباهات در شمارش مي‌شود

عضویت در خبرنامه






No Image
No Image
No Image
مشاركت حداكثري ضامن استقلال وتقويت نظام چاپ ارسال به دوست
امتیاز: / 3
بدعالی 
15 آذر 1385 ساعت 19:38
 مشاركت افراد در قدرت سياسي كه به معناي ترجيح منافع جمعي بر منافع فردي است 
مشاركت افراد در قدرت سياسي كه به معناي ترجيح منافع جمعي بر منافع فردي است
زمينه انسجام ملي و اجماع نخبگان را فراهم مي‌‌سازد. در مرحله بعد وجود اين دو عنصر يعني انسجام و اجماع باعث مي‌شود تا زواياي تئوريك مثلث مملكت‌داري كه با سه عنصر علم، امنيت و مشروعيت همراه است به گونه‌اي هنرمندانه با مباني ارزشي و فرهنگي جامعه منطبق شود و توسعه پايدار بر مبناي ارزش‌هاي بومي استقرار يابد
بصيرت:تحليل هفته:در نظام جمهوري اسلامي مشاركت سياسي مردم به منزله رأي به تحقق و برپايي حكومت است . به عبارت ديگر حكومت اسلامي كه بدون رأي مردم داراي مشروعيت الهي است. تنها درصورت مقبوليت آن از سوي مردم است كه مي‌تواند تحقق يابد. از اين منظر هر اندازه كه پذيرش مردمي حكومت و مقبوليت آن بيشتر باشد، رسيدن به اهداف و اجرايي شدن برنامه ها نيز بيشتر عملي مي‌گردد. در جمهوري اسلامي علاوه بر اينكه مشاركت بالاي افراد در انتخابات مي‌تواند به ثبات واستحكام بيشتر نظام بينجاميد،‌انتخاب اصلح افراد نيز تأثير بسزايي در رسيدن به اهداف ملي و فراملي نظام خواهد داشت . از اين روي مشاركت حداكثري و انتخاب اصلح در شرايط كنوني كه مسايل كلان و مهمي پيش روي نظام است، ضرورت بسيارمهمي مي يابد . هرچند بايد گفت كه افزايش آگاهي سياسي مردم و درك آنها از شرايط بين المللي تا حد زيادي راهگشا بوده و راه را جهت افزايش حضور مردم در انتخابات و انتخاب هدفمند توسط آنها هموار مي‌سازد. در اين نوشتار به بررسي ابعاد مشاركت حداكثري و ضرورت آن مي‌پردازيم. الف) مشاركت سياسي حداكثري بحث مشاركت سياسي و كم وكيف آن در نظام‌هاي سياسي امروزه يكي از مهم‌ترين مسايل مطرح در جامعه شناسي سياسي است و از آنجايي كه جامعه شناسي سياسي به مسأله حضور افراد و گروههاي سياسي در رقابت‌هاي سياسي اشاره دارد بنابراين مشاركت سياسي عنصر اصلي جامعه‌شناسي سياسي بوده و تبيين كننده نوع حضور افراد در قدرت سياسي است. فراتر از اين مسأله امروزه مشاركت سياسي به عنوان وسيله‌اي كارآمد جهت نيل به توسعه در ابعاد مختلف آن است.(1) در واقع از آنجايي‌كه مهم‌ترين ركن توسعه نيروي انساني محسوب مي‌شود، زماني عملكرد و فعاليت‌هاي نيروي انساني در راستاي توسعه همه جانبه قرار مي‌گيرد كه در قالب مشاركتي حداكثري، فعال ،‌آگاهانه و هدفمند قرار گيرد. به طور كلي مي‌توان تأثيراتي را كه مشاركت حداكثري در توسعه پايدار نظام جمهوري اسلامي دارد به صورت ذيل برشمرد.: ?- ثبات سياسي : مشاركت حداكثري باعث مي‌شود تا نظام از پشتوانه مردمي زيادي برخوردار باشد و بنابراين با تكيه بر اين پشتوانه خواهد توانست برنامه‌ها و اهداف بلند مدتي را تدوين نمايد. دارا بودن برنامه‌هاي كلان و عملياتي نمودن آنها باعث شده تا همه امكانات و توانمنديهاي كشور در راستاي هدفي مشخص بكار گرفته شود و ميزان هزينه ها كاهش يابد. در مرحله بعد حركت به سوي برنامه هاي كلان باعث شده تا تمامي دستگاههاي اجرايي و تقنيني كشور در راستاي آنها قرار گيرد كه نتيجه بديهي چنين روندي نهادينه شدن نهادهاي حكومت و افزايش ثبات سياسي است. ثبات سياسي يك نظام به نوبه خود باعث ظهور شاخص‌هاي توسعه پايدار و همه جانبه شده ودر واقع بايد گفت كه با تحقق ثبات سياسي اولين مرحله‌ي اساسي حركت به سوي توسعه پايدار محقق مي‌شود. 2_ افزايش قدرت تصميم‌گيري : تصميم‌گيريهاي كلان و عملي ساختن آنها يكي ديگر از الزامات نيل به توسعه پايدار است و زمانيكه يك دولت يا يك نهاد سياسي از پشتوانه مردمي بيشتري برخوردار باشد، قدرت اخذ تصميم هاي مهم در ابعاد داخلي و خارجي افزايش مي‌يابد. در بعد داخلي به جهت پذيرش بيشتر آن از سوي مردم، تصميم گيريها علاوه بر اينكه از سهولت بيشتري برخوردار است، زمينه اجرايي‌شدن آنها نيز فراهم مي‌شود. در بعد خارجي نيز توافق اكثريت مردم يك جامعه در مورد يك مسأله باعث مي‌شود تا سياستمداران با انگيزه و شجاعت بيشتري اهداف خود را دنبال نمايند. 3_ بالا رفتن روحيه كار و مسؤوليت پذيري : شايد بتوان گفت كه عنصر اصلي رسيدن به توسعه، حاكم شدن روحيه كار و فعاليت و به ويژه روحيه كار دسته جمعي است . بااين وجود اگر مشاركت سياسي را شركت ارادي مردم در جريان تعيين سياست‌هاي مملكتي وانتخاب رهبران سياسي جامعه تعريف كنيم (2) تنها اين شركت ارادي و داوطلبانه است كه باعث مي‌شود افراد مسؤوليت پذير بوده و نسبت به كارخود جديت داشته باشند. چه اينكه مشاركت فعال و بالا علاوه بر افزايش روحيه مسؤوليت پذيري فرهنگ فعاليت دسته جمعي را نيز نهادينه مي سازد. 4_ قانون‌مندي: بدون وجود قانون‌پذيري در افراد جامعه، مسير توسعه همه جانبه با چالش‌هاي جدي مواجه گشته و باعث هدر رفتن منابع و امكانات مي شود . از اين منظر جامعه اي كه مشاركت افراد در آن بالا باشد، زمينه جهت پذيرش قوانين مصوب آن نظام نيز بيشتر بوده و اعتراض افراد نسبت به قانون چنداني با توجيه منطقي همراه نخواهد بود. هر چند ممكن است قوانين با سليقه‌ي برخي از افراد و گروهها متناسب نباشد، اما در جامعه‌اي كه مشاركت افراد نهادينه شده است اين اعتراضات از مجاري پذيرفته شدن آن مثل نمايندگان مجلس شكل قانوني به خود گرفته و باعث ايجاد اغتشاش در جامعه نمي‌شود. در مرحله بعدي از بين رفتن زمينه‌هاي اغتشاش باعث آرامش اجتماعي و حركت مؤثر نيروها و امكانات به سوي توسعه مي‌شود. 5_ انسجام و اجماع نخبگان: به نظر مي رسد اين دو مقوله لازم و ملزوم يكديگر باشند. بدون انسجام اجتماعي، نخبگان سياسي و علمي به اجماع نظر نمي‌رسند و بدون اجماع نظر آنها، جامعه در عرصه هاي مختلف سياسي، اجتماعي، اقتصادي، و ... با پراكندگي برنامه‌ها و تصميمات مواجه خواهد شد. البته در اينكه آيا انسجام در جامعه از الزامات اوليه توسعه همه جانبه است به نظر مي‌رسد جاي شك و ترديد وجود دارد چرا كه شايد اولين مرحله شروع و ظهور شاخص‌هاي توسعه در جوامع مختلف با تضاد برخي منافع طبقات همراه بوده است، لكن مسلم است كه تا زمانيكه اين تضاد منافع به انسجام منافع نرسد، روند توسعه هم شروع نخواهد شد. به هر شكل مشاركت افراد در قدرت سياسي كه به معناي ترجيح منافع جمعي بر منافع فردي است زمينه انسجام ملي و اجماع نخبگان را فراهم مي‌‌سازد. در مرحله بعد وجود اين دو عنصر يعني انسجام و اجماع باعث مي‌شود تا زواياي تئوريك مثلث مملكت‌داري كه با سه عنصر علم، امنيت و مشروعيت همراه است به گونه‌اي هنرمندانه با مباني ارزشي و فرهنگي جامعه منطبق شود و توسعه پايدار بر مبناي ارزش‌هاي بومي استقرار يابد.(3) در واقع رسيدن به توسعه‌اي فاقد ويژگيها و ارزش‌هاي يك جامعه ي اسلامي راه آساني است كه مشكلات تبعي آن به گونه‌اي است كه جامعه اسلامي را از ارزش‌ها تهي كرده و زمينه استقرار يافتن ويژگيهاي جوامع غربي را فراهم مي‌سازد. به عنوان مثال يكي از مهمترين ارزش‌هاي اسلامي كه در فرايند توسعه بايد مورد توجه قرار گيرد عدالت اجتماعي است كه همواره مورد تاكيد مقام معظم رهبري بوده است و اين مهم زماني تحقق مي‌يابد كه نامزدهايي اصلح با راي بالا انتخاب شوند. ب) مشاركت هدفمند و آگاهانه در نظام جمهوري اسلامي زماني شركت گسترده افراد در انتخابات باعث تقويت اساس نظام شده و توسعه پايدار را رقم خواهد زد كه اين مشاركت آگاهانه بوده و فرد با در نظر گرفتن ميزان تناسب ويژگيهاي يك نامزد با اصول اساسي نظام جمهوري اسلامي، دست به انتخاب بزند. نتايج چنين انتخاب هدفمند‌انه‌اي را مي‌توان به صورت ذيل به شمرد: 1- حفظ و تقويت اصول اساسي نظام: با توجه به اينكه يكي از انتخابات پيش‌رو انتخابات مجلس خبرگان است، ارتباط مستقيمي ميان نوع انتخاب مردم و تقويت و حفظ اصول اساسي نظام وجود دارد. جايگاه مجلس خبرگان هر چند در تصميمات سياسي روزمره چندان مشهود نيست، اما پرداختن آن به «مسايل كلان جمهوري اسلامي» و حفظ اين انديشه امام (ره) كه «جمهوري اسلامي نه يك كلمه كمتر و نه يك كلمه بيشتر» تنها در انتخاب خبرگاني اصلح تجلي خواهد يافت. البته انتخاب هدفمند در شوراهاي اسلامي نيز اهميت خاصي دارد چرا كه در رقابت‌هاي سياسي اخير ، شوراهاي اسلامي نقش مهمي در پيروزي و شكست جريانات سياسي داشته‌ است. 2- گردش نخبگان: انتخاب هدفمند و اصلح افراد باعث مي‌شود تا نخبگاني با توانمنديهاي بيشتري وارد عرصه قدرت سياسي شوند. در اين صورت استفاده از امكانات و منابع انساني نيز فراهم شده و از آنجايي كه موتور محركه رشد و توسعه در نيروي انساني نهفته است، ورود نخبگان به قدرت اين امكان را فراهم مي‌سازد. علاوه بر اين گردش نخبگان كه در نتيجه انتخاب هدفمند صورت مي‌گيرد، خود انگيزه بيشتري در افراد جهت مشاركت سياسي ايجاد مي‌كند. 3- جلوگيري از هدر رفتن منابع: چنانچه مشاركت حداكثري فاقد انتخابي هدفمند و آگاهانه باشد، ممكن است افرادي انتخاب شوند كه نه تنها توانايي‌انجام‌وظيفه خودرانداشته، بلكه روند رشد و پويايي كشور را با چالش مواجه خواهند ساخت.كه‌اين‌مساله به معناي هدر رفتن امكانات كشور و افزايش هزينه‌ها مي‌باشد. 4- گسترش التزام به اصول نظام اسلامي: انتخاب نامزدهايي اصلح كه به اصول اساسي نظام جمهوري اسلامي معتقد هستند، باعث مي‌شود تا اعتقاد به اين اصول اساسي در بين جامعه و ساير افراد نيز گسترش يابد. توجه به سخن امام علي (ع) مبني بر اينكه «مردم بر دين فرمانروايان خود هستند»، اين مساله را تاييد مي‌كند كه چنانچه سياستمداران خود به اصول اساسي نظام اعتقاد و التزام داشته باشند، مجالي جهت گسترش آراء مخالف در بين جامعه باقي نمي‌ماند. با توجه به آنچه گذشت بايد گفت كه چنانچه مشاركت حداكثري و هدفمند در انتخابات پيش‌رو تحقق يابد، اولا زمينه نيل به پيشرفت و توسعه هموار گشته و ثانيا اين پيشرفت و پويايي بر مدار ارزش‌ها واصول اساسي نظام جمهوري اسلامي شكل خواهد گرفت. ج) مشاركت حداكثري و هدفمند در شرايط كنوني توجه به شرايط كنوني نظام جمهوري اسلامي در ابعاد داخلي و خارجي نيز علاوه بر مسايل فوق، ضرورت مشاركت حداكثري و هدفمند را بيشتر روشن مي‌سازد. 1- شرايط داخلي 1/1- همزمان شدن دو انتخابات: در شرايط كنوني براي اولين بار انتخابات مجلس خبرگان و شوراها همزمان با هم در يك روز برگزار خواهد شد. و از آنجايي كه اين دو انتخابات در دو حوزه متفاوت بوده، و هر كدام در نوع خود اهميت خاص و جداگانه‌اي دارد، ضرورت يك انتخاب آگاهانه بيشتر احساس مي شود. بنابراين عدم وجود فاصله زياد در بين اين دو انتخابات، نبايد منتهي به انتخابي سطحي و فاقد آگاهي شود. علاوه بر اين مشاركت بالاي مردم مي‌تواند افراد جامعه را به جايگاه مجلس خبرگان(كه به دليل شناخت كم مردم تا حدي مشاركت سياسي در آن كمتر مي‌باشد)واقف ساخته و براقتدار خبرگان نيز بيفزايد. 1/2- تقويت روند مبارزه با فقر، فساد و تبعيض: مبارزه با فقر، فساد و تبعيض ، اساسي‌ترين وسيله‌ي اصلاح دستگاههاي حكومتي است. مقام معظم رهبري در سالهاي حاكميت گفتمان اصلاحات، اصلاحات واقعي را ريشه‌كن نمودن اين سه مقوله عنوان كردند. در شرايط كنوني هم كه تا حدي زمينه جهت از بين بردن فقر و فساد اقتصادي و حاكم نمودن عدالت در جامعه بيشتر فراهم شده و حركت‌هاي عملي انجام شده در اين راستا هم نويد بخش مي‌باشد. بنابراين مشاركت گسترده و انتخاب نامزدهايي اصلح در مجلس خبرگان و شوراها بيشتر مي‌تواند اين روند را تقويت نمايد چه اينكه در مورد انتخابات شوراها هم بايد گفت كه روند مبارزه با سه چالش فوق از همين انتخابات آغاز شد و به مجلس هفتم و دولت نهم گسترش يافت. 1/3- عملي شدن سندچشم‌انداز بيست‌ساله: در سالهاي اخير كه مساله پيشرفت و توسعه كشور در قالب سند چشم‌انداز بيست‌ساله سازماندهي شده است، تاكتيك‌ها و برنامه‌هاي نيل به اين پيشرفت نيز تا حدي روشن‌تر مي‌باشد. در اين شرايط بدون مشاركت و استقبال مردم در انتخابات و نيز انتخاب آگاهانه، عملي شدن اين برنامه‌ها نيز با مشكل مواجه مي‌گردد. چرا كه همانگونه كه گذشت موتور محركه حركت به سوي پيشرفت، نيروي انساني آگاه و هدفمند مي‌باشد. از اين رو در انتخابات پيش رو هم كه جمعي از نخبگان فكري واجرايي كشور انتخاب خواهند شد،‌به جهت نقش اساسي و مهم آنها در عملي شدن سند چشم‌انداز بيست ساله، مشاركت بيشتر و آگاهانه مردم بسيار ضرورت مي‌يابد. 1/4- خنثي نمودن حركت‌هاي معاند: با نگاهي به اوضاع سياسي‌ـ امنيتي كشور در دوسال اخير مي‌توان حركت‌هايي را مشاهده نمود كه در جهت تضعيف نظام به تحريك قوميت‌ها و ايجاد ناامني در ميان آنها، پرداخته‌اند. بروز انفجاراتي در استان خوزستان، ناامني‌هاي سيستان و بلوچستان و حركت‌هاي قوم گرايانه در آذربايجان و يا تحركات برخي از اكراد، از نمونه‌هايي است كه حاكي از تشديد روندهاي معاند با نظام مي‌باشد. علاوه بر اين تاسيس مدرسه تغيير رژيم در دبي و آموزش برخي افراد جهت ايجاد نافرماني مدني در داخل ايران از نقش عوامل بيگانه و به ويژه آمريكا در اين زمينه پرده برمي‌دارد. در اين شرايط روشن كه جايگاه مشاركت‌حداكثري و انتخاب هدفمند بسيار مهم مي‌باشد. در واقع مي‌توان گفت كه مشاركت گسترده مردم در گرجستان و بلاروس بود كه مانع از پيشرفت انقلاب مخملين مورد حمايت آمريكا در اين كشورها شدوامروزه تحليل‌گران مسايل‌آسياي ميانه‌ازپاييز انقلاب‌هاي‌رنگين‌دراين‌كشورها خبر مي‌دهند. 2- شرايط بين‌المللي 2/1- تقويت اقتدار منطقه‌اي و بين‌المللي: آنچه كه امروزه سران دولت‌هاي اروپايي و سياستمداران آمريكايي از آن سخن مي‌گويند، اعتراف به نقش و جايگاه ممتاز ايران در تحولات منطقه است. اين مساله تا جايي است كه در اجلاس‌هاي بزرگ بين‌المللي، مقامات كشورهاي ايتاليا، اسپانيا، انگليس و يا سياستمداران غير رسمي آمريكا، راه حل برون رفت از بحران‌هاي عراق را كمك و مساعدت ايران مي‌دانند در بعد بين‌المللي نيز امروزه برخي از كشورهاي آفريقايي و كشورهاي مهم آمريكاي لاتين ، سياست‌هاي ضد آمريكايي خود را بر اساس رفتار ايران فرمول بندي مي‌كنند. علاوه بر اين برخي از سياستمداران رژيم صهيونيستي همچون شيمون پرز به صراحت از عدم توانايي اين رژيم در مقابله با ايران سخن مي‌گويند. اين اقتدار منطقه‌اي و بين‌المللي هر چند با موانعي رو به رو است اما مي‌توان گفت كه شكل گيري و تداوم آن تنها با استقبال و حمايت گسترده مردم ميسر مي‌باشد. 2/2- تقويت ديپلماسي در ابعاد مختلف: هر چند انتخابات پيش‌رو به صورت مستقيم مربوط به دستگاه اجرايي كشور نيست، اما زمانيكه حمايت‌هاي مردمي در داخل كشور به هر نوعي افزايش يابد توان چانه زني ايران در سطح بين‌المللي در ابعاد مختلف همچون مساله هسته‌اي، مناسبات اقتصادي و تجاري و ... نيز افزايش مي‌يابد. در شرايط كنوني ديپلماسي هسته‌اي ايران تا جايي پيش رفته است كه اروپاييان كه زماني خواستار تعليق كليه فعاليت‌هاي هسته‌اي ايران بودند، امروزه تنها خواهان سه روز تعليق اين فعاليت‌ها مي‌باشند. در حاليكه مشاهده مي‌شود نه تنها تعليقي صورت نگرفت، بلكه جمهوري اسلامي با راه‌اندازي تاسيسات اصفهان و آغاز تحقيقات هسته‌اي به پيشرفت‌هاي زيادي دست يافته است. در نقطه مقابل تمامي نشست‌هاي گروه 1+5 جهت تحريم ايران به نتايج چندان مشخصي دست نيافته و آينده‌اي نامعلوم دارد. در ساير حوزه‌هاي ديپلماتيك، امروزه جمهوري اسلامي توانسته است در اجلاس‌هاي مهم بين‌المللي مانند اجلاس شانگهاي به عنوان عضو ناظر و در اجلاس مجالس آسيايي به عنوان رييس آن انتخاب شود. و جايگاه ايران در اجلاس اقتصادي دي هشت نيز ارتقاء يابد. علاوه بر اين، در شرايط كنوني جمهوري اسلامي طرح‌هاي اقتصادي مهمي همچون پروژه خط لوله صلح، ميدان نفتي آزادگان ، نيروگاه بوشهر و پروژه گاز رساني به اروپا از خاك تركيه را در دستور كار خود دارد كه موفقيت ديپلماتيك در تمامي موارد فوق نيازمند اين است كه حمايت‌هاي مردمي از نظام افزايش يافته و افرادي وارد دستگاه‌هاي حكومتي شوند كه انديشه پيشرفت مبتني بر ارزش‌هاي نظام را داشته باشند. 1/3- به چالش كشيدن طرح‌هاي جديد آمريكا: از آنجايي كه در انتخابات ميان دوره‌اي آمريكا، دموكرات‌ها توانستند اكثريت را در كنگره كسب نمايند، به نظر مي‌رسد كه تاكتيك‌هاي برخورد و مهار ايران تا حدي تغيير يابد. برخوردهاي نرم افزاري دموكرات‌ها از طريق اعمال نفوذ در انتخابات كشورها، تبليغ مساله كمبود مشاركت سياسي در يك كشور و ناعادلانه خواندن انتخابات يك كشور، ايجاب مي‌كند تا در انتخابات پيش رو مشاركت حداكثري و آگاهانه صورت پذيرد. و شايد بتوان گفت كه صورت پذيرفتن اين نوع مشاركت باعث تجديد نظر دموكرات ها و سران كاخ سفيد در سياست‌هاي خود خواهد شد. از زاويه‌اي ديگر اگر در آستانه انتخابات نهم رياست جمهوري، فضاي بين‌المللي و منطقه‌اي تحت تاثير سياست‌هاي يك جانبه‌گرايي آمريكا بعد از حوادث يازده سپتامبر، پيشرفت انقلاب‌هاي رنگين در آسياي ميانه، فشار جهت اصلاحات در كشورهاي عربي و استراتژي جنگ پيش‌دستانه در افغانستان وعراق قرار داشت، (4) امروزه به نوعي تمامي اين موارد با بن‌بست‌ها و چالش‌هايي مواجه گشته است. و اين مساله نوعي عرصه تكاپو براي جمهوري اسلامي فراهم آورده است، تا بتواند با تكيه بر حمايت‌ها و نيروهاي داخلي ديپلماسي خود را در ابعاد مختلف با موفقيت به پيش ببرد. د) بايسته‌هاي مشاركت مردمي در انتخابات پيش‌رو 1- ايجاد انگيزه در افراد جامعه : پيش‌نياز و پيش فرض مشاركت سياسي، آرمان‌ خواهي در ترسيم وضع مطلوب است كه با ايجاد چنين فضايي از طريق تبليغات و تشويق مردم، انگيزه جهت حضور در انتخابات افزايش مي‌يابد(5) 2- تبيين كاركرد و اهميت مجلس خبرگان و شوراها: شناخت كافي مردم نسبت به اهميت دو نهاد فوق باعث مي‌شودتامشاركت‌و انتخاب خود را داراي اهميت دانسته و نسبت به تاثير گذاري آن واقف گردند. 3- تبيين شرايط داخلي و بين‌المللي: اتخاذ تصميم از سوي افراد جهت شركت در انتخابات و انتخاب نامزد مورد نظر بدون آشنايي با شرايط داخلي و بين‌المللي كشور چندان به انتخاب اصلح نمي‌انجامد. در حاليكه تنها توصيف واقعيت‌هاي سياسي خود زمينه را جهت بهتر شدن فضاي انتخاباتي فراهم مي‌سازد. 4- سازماندهي: يكي از پايه‌هاي اساسي مشاركت افراد، جمع شدن گروهي از افراد حول محور يك ايده مشترك است. در انتخابات پيش‌رو حمايت جمعي و گروهي از ملاك‌هاي نامزد اصلح و تبليغ و ترويج سازمان يافته و برنامه‌ريزي شده‌ي اين ملاك‌ها تاثير فراواني در مشاركت هدفمند خواهند داشت.(6) 5- ملزومات دولت: انتخابات خبرگان و شوراها ايجاب مي‌كند كه دولت در مرحله اول بي‌طرف بوده و تنها بر مشاركت حداكثري و مفيد تاكيد نمايد. در مرحله بعد دولت به عملي ساختن طرح‌ها و برنامه‌هاي خود پرداخته و به ويژه مصوبات استاني را عملياتي نمايد. و بالاخره اينكه دولت بايد فضاي سياسي كشور را از التهابات سياسي و امنيتي خارج نموده و نوعي آرامش اجتماعي ايجاد نمايد. پي‌نوشت‌ها: 1- محمدحسين پناهي، «بررسي چگونگي مشاركت سياسي مردم در نظام اسلامي» ، مجموعه مقالات جمهوريت و انقلاب اسلامي، تهران: سازمان مدارك فرهنگي انقلاب اسلامي ، 1377 ، ص 180. 2- عبدالرضا فاضلي، «مشاركت سياسي و تشكل، جنبه‌هاي نظري و جايگاه »، مجموعه مقالات جمهوريت و انقلاب اسلامي ، تهران: سازمان مدارك فرهنگي انقلاب اسلامي، 1377 ، صص 382-381. 3- محمود سريع‌القلم، عقلانيت و آينده توسعه يافتگي ايران، تهران : مركز پژوهش‌هاي علمي و مطالعات استراتژيك خاورميانه، 1383 ، صص 100-60. 4- ر.ك: علي اميني، «شرايط بين‌المللي و منطقه‌اي انتخابات نهم» ، حماسه حضور دولت كارآمد، تهران: اداره سياسي ، 1384 ، صص 56-40. 5و 6- گفتگو با دكتر بخشايشي، «دلايل بي‌حسي سياسي و راههاي افزايش مشاركت» فصلنامه مطالعات سياسي روز، سال سوم، شماره نهم، پاييز 1382 ، صص 48-47. ‍پايگاه خبري تحليلي بصيرت
 
< بعد   قبل >
No Image
No Image No Image No Image

گفتگو ، گزارش ، يادداشت

تبلیغات در سایت


 
  
  
 
 

 
 

آمار

No Image
این سایت به هیچ گروه یا دسته بندی خاص سیاسی وابستگی ندارد
پیاده سازی و راه اندازی : شرکت مهندسی مثلث سرخ پارس
No Image